ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري
192
قصص الانبياء ( فارسى )
و حوضهاشان با كوزه ، « 1 » و هر كجا بنى اسرايلى آب برداشتى آب صافى بودى ، چون قبطى برگرفتى خون صرف شدى تا هفت شبان روز . قوله تعالى : وَ الدَّمَ آياتٍ مُفَصَّلاتٍ « 2 » . تا همه درماندند و از تشنگى مىمردند . فرعون با قوم خويش برنشست و گفت آن جوى خوش از بنى اسرايل بستانيم . آمد بلب جوى و دست به آب در كرد . آنجا كه دست فرعون برسيد خون شد ، و آب كه بدست برگرفت خون بود . متحيّر شد چنان كه از تشنگى هلاك ميخواست شد . گفت تدبير آنست كه ازين بار خود بروم . پيش موسى رفت و بسيار زارى كرد ، و تضرّعها و خواهشها نمود ، و گفت از اين بار عهد من مىكنم ، دانى كه ملوك را عهد خلاف كردن روا نبود . من بگروم و بنى اسرايل را به تو باز دهم . موسى دعا كرد و حق تعالى عذاب برداشت و آبهاشان خوش شد و روشن شد . پس موسى عليه السّلم ديگر روز پيش فرعون آمد تا عهد را وفا كند . فرعون لعين گفت : امّا يا موسى گرويدن ممكن نيست كه من از خداوندى ببندگى آيم ، ليكن قول خود را وفا كنم و بنى اسرايل را به تو باز دهم . پس صد و بيست هزار مرد را از بنى اسرايل آراد كرد و بموسى داد ، و گفت از ولايت من بيرون شويد و به زمين پدران خود رويد . موسى عليه السّلم بيامد و بنى اسرايل را جدا كرد ، و هرچه بود كالاى ايشان طلب كرد ، و پيش فرعون رفت و گفت چهارپاى ايشان همه باز ده گفت هيچ ندهم . اگر بنى اسرايل را برهنه ببرى و اگر نه بگذار تا بندگى ما همى كنند . موسى گفت از حق فرمان چنانست كه بازستانم ، پس بروم . هرچند
--> ( 1 ) - هركجا كه رودها و حوضها و چشمهها و چاهها بود همه خون شد . جويها و رودها و چاهها و چشمهاى بنى اسرايل پاك بود ( 2 ) - الاعراف 133